تبليغاتX
حس آمیزی - مرگ بازی: پدرام رضایی زاده

حس آمیزی

ادبیات - سینما - نمایش - موسیقی

مرگ بازی: پدرام رضایی زاده

 شاید بزرگترین ایرادی که به داستان کوتاه و به تبع آن مجموعه داستان وارد است، گذرا بودن و به یاد نماندن آن باشد. این قاعده ی نانوشته و اغلب صحیح نام بزرگ و کوچک نمی شناسد. دلیلش هم می تواند کوتاهی و عدم درگیری خواننده با حوادث و شخصیت ها باشد.

چه بسیار خوانده ایم، داستانهایی که اکنون حتی نام و نشانشان را هم به یاد نداریم. اما سخت بتوان زیرکی دفترچه کوچک خاطرات من ، ماه امشب در می زند ، در خیابان برف می بارد ، مرگ بازی و... را فراموش کرد.

در این مجموعه هر داستان تکنیک خاص خود را در نوشتار دارد. تکنیک هایی که آدم را به روانکاو بودن نویسنده مشکوک می کند. نویسنده ای که در قید صفحه پر کنی نبوده و تنها در 73 صفحه مجموعه داستانی وزین با حداکثر و به یاد ماندنی ترین داستان ها از خود به جای گذاشته است.

به عنوان مجموعه داستان، نوشتن از ضعف ها و قوت ها سخت است، چون کارها باید جز به جز بررسی شوند نه اجمالا. پس سعی میشود در اینجا چند داستان به اختصار شرح داده شوند و بخشهایی از آنها آورده شود:

فانفار: داستان جنگ و عشق. در ابتدای داستان نویسنده تصویری را ترسیم می کند که سریعا خواننده را درگیر ماجرا می کند ، تصویرهایی واقعی که به دلیل ملاحظات کمتر به آن در ادبیات ما پرداخته می شود

" از پشت بام صدای پا می آمد. کسی پاهایش را می کشید روی زمین و دور می شد از من. درِ خرپشته را که باز کردم، سوسک های روی بام از مستطیل نورانی افتاده بر کف بام فرار کردند و با سیاهی زیر کولرها یکی شدند. ماه آسمان را پر کرده بود."

دفترچه کوچک خاطرات من: مهم ترین ویژگی این داستان نوآوری بدیع و عنصر غافلگیریست که اگر هوشیار نباشی تا آخر هم سر کاری. خاطره نویسی که با توجه به شغل راوی می تواند تا ابد ادامه داشته باشد. نویسنده با دقت تمامی وجوه شخصی روای رعایت شده است تا شاید هر چه بیشتر ما را گول بزند طنز تلخی هم که در کار هست هر چه جذاب ترش کرده است. طنزی که با نگاه بی رحمانه ای به مقوله مرگ همراه می شود، این بی رحمی الهام و فریدِ خوب و بد را یک کاسه می کند و نسخه هایی تقریبا یکسان برایشان می پیچد.

" رضا هر چقدر خودش را کوبید به در و دیوار و شیشه نه توانست کمربند ایمنی را باز کند و نه شیشه را بشکند و ملت هم انگار چهارشنبه سوری است و آمده بودند حالش را ببرند" 

خورشید گرفتگی: که شاید در ابتدا فهمیده نشود اما نیک که بنگریم این داستان از زبان کودکی روایت می شود که احتمالا هم باید گفتارش برایمان نامفهوم باشد. بعلاوه کار نویسنده که پیام دادن و گره گشایی مدام نیست. در ضمن این داستان تعلیق بسیار خوبی دارد.

"ده روز کمتر از یک سال گذشته" ، این جمله کلیدی داستان ماه امشب در می زند است ، داستانی که به همراه داستان مرگ بازی  بنظر من بهترین ها بوده اند. دو داستانی که پر از نوشتالژی هایی دردناک و بی پایان هستند. تجربه های دلتنگیِ عجیب، آشنایی دارند. مانند دیگر داستان ها معماهایی دوست داشتنی و گاه غم انگیز در دل دارند. سخت بتوان ده ها جمله از آنها را به یاد نیاورد. جمله هایی که خوب پیدا و روی هم سوار شده اند. جمله هایی که آنقدر خوب پرداخت شده اند که باعث می شوند حس رسیدن به پایان تا پاراگراف های آخر خواننده را رها نکند. دو داستانی که به هم تنیده اند.

از تصویرها گفتم اما از استعاره ها و تشبیهات نه ، که آنها هم کمی و کیفی بسیار زیبا و به جا به کار رفته بودند. مثل چه گوارای "ماه امشب در می زند" و نور تابیده شده به تیله هاش یا جمله ای از داستان مرگ بازی که ده ها حرف ناگفته دارد " سحر توی کیفش دنبال چیزیست که قرار نیست پیدا شود."

پدرام رضایی زاده که در طی سالها منتقد ادبی بوده و نه روانکاو ، تصاویر واقعی و به اندازه ترسیم شده ای را به گونه ای حقیقی می نماید که در لحظاتی خود را در قابی یا گوشه ای از حوادث در حال نظاره می بینیم.خطابه های دلتنگی او انسان را متعجب از تجربیاتش در زندگی و نویسندگی می کند.

 این کار فقط مضمونا برای من دلچسب نبود ، بلکه فضاها هم خیلی زیبا و ملموس ساخته شده بودند.

حقایق تلخ نوشته های او قلب آدمی را به درد می آوردند.

از رضایی زاده مجموعه شعری به نام "اگر شیطان سخن بگوید" در سال ۸۳ توسط نشر آرویج منتشر شده است.

نشر چشمه / چاپ اول: 87 / 73 صفحه / 1500 تومان

 پ.ن ۱: لیست فیلم ها با ۲۸۰ دی وی دی به روز شد.

پ.ن ۲: چقدر فیلم خوب ایرانی و خارجی جدید هست که دوست دارم ببینم. آیا می توان به شرایط سالم اکران درباره الی و دیگر فیلم ها اطمینان داشت؟

Roberto Goyeneche - Tango de los Abuelos, los Padres los Hijos – WMA 1 MB

+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 11:53  توسط مازیار لایق کار  |